خواسگار| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

خواسگار

زنه زنگ زده بود برا خواسگاری از طرف یکی دیگه 
بعد یهو وسطش نظرش عوض شد گف نه این باب میل خودمه مشخصات پسره خودشو داد |:
بدبخ اونی که رو دیوار این یادگاری نوشته بود|: 
اصنم ازشون خوشم نیومد چندش 
مامان گف بیان پنج شنبه 
نه که پسرشوووون مذهبی تشریف دارن اول باید مادر جونش منو ببینه 
اینجاس که بی ادبی حکم میکنه و باید گف عن آقاااااا